فيتزنيل خزانهدار سلطنتي رسالهٴ گمشدهٴ سهستوني را نوشت، كه در آن رويدادهاي عرفي، ديني، و متفرقه در سه ستون موازي بيان شده بود. جان ساليسبوري يعني بزرگترين همهٴ آنان، شرح حال استادش قديس توماس بكت، و قديس آنسلم، و تاريخ اسقفي را نوشت كه دنبالهٴ تاريخ زيگبرت ژانبلويي تا 1152، بود. دو تن ديگر، كه قبلاً در بخش جغرافيا ذكرشان كردهام. از نظر تاريخ و جغرافيا به يك اندازه اهميت دارند: جرالد ويلزي و موٴلف ناشناس زندگي و كارهاي ريچارد شيردل. جرالد داستان فتح ايرلند را شرح داده، كه عليٰرغم دشمني شديدش با قربانيان، گزارش بسيار خوبي است. او همچنين شرح حال خودش و فهرستي از آثارش را تأليف كرد. ويليام نيوبورگي، و راجر هاودِني تاريخ انگلستان را بهترتيب تا 1198 و 1201 نوشتند. رالف ديستويي بسيار جاهطلب بود، وليتاريخ مختصر او، از زمان مسيح تا 1147، ارزش ناچيزي دارد؛ و تاريخ ديگرش بهنام تاريخ عيني كه از رويدادهاي معاصر (1149 ـ 1199)، بحث ميكند همچنانكه ميتوان انتظار داشت، داراي اهميت خيلي بيشتري است.
12. اسكانديناوي. اسوند آگسُن تاريخ دانمارك را از سال 300 تا 1187، بهزبان لاتيني نوشت.
13. روسيه. مكتب كيِف دوام يافت و در اثناي اين عصر، بهاوج خود رسيد، چون بيشك بهترين تاريخهاي قديم روسي تاريخ كيِف (كه
تاريخ هوپاتيوس هم ناميده ميشد) و مربوط به سالهاي 1116 تا1200 است.
حماسهٴ زيباي داستان لشكركشي ايگور احتمالاً از همين زمان است.
14. چين. كويوتئوپئو توصيف مصور يشمهاي قديم، در 1176 توسط لونگ تا ـ يوآن تحرير شد. چئنگ چئيائو تاريخ چين را تا زمان سلسلهٴ تئانگ نوشت، و در رسالهٴ جداگانهاي جرئت كرد تا قدمت زياد طبلهاي سنگي را نفي كند. هونگكوا مجموعهاي از كتيبههاي سلسلهٴ هان را به طريق نسخهٴ عكسي تهيه كرد. اين قديميترين رسالهٴ چيني دربارهٴ علم كتيبهخواني نبود، چون اوـ يانگ هسيو1 يك سدهٴ پيش، رسالهٴ مشابهي تأليف كرده بود، ولي در تأليف هونگ استادي بيشتري ديده ميشد. چوهسي، برجستهترين فيلسوف آن عصر، سالنامههاي سسوـ ماكوانگ را تهذيب كرد. توصيف چين جنوبي،
تأليف وانگ هسيانگ ـ چيه، پر از اطلاعات باستانشناسي است؛ چندان كه موٴلف را پوزانياس چين خواندهاند.
باز هم كاميابيهاي چين اصالت چشمگيري دارد، و كاملاً با آثار مسيحي و اسلامي و يهودي مغاير است. آنان به مورخ فيلسوف فرصت ميدهند تا امكان رشد جداگانهٴ تاريخنويسي را مشاهده كند. چينيان باستانشناس زاده شدهاند و علاوه بر سالنامههايي كه تأليف كردند، آثاري در باستانشناسي و كتيبهخواني پديد آوردند كه در غرب يا خاور نزديك برايشان همتايي نبود.